تبليغاتX
به منزل شخصی amo خوش آمدید - فرمايشات روحبخش عمولي

به منزل شخصی amo خوش آمدید

داستانسراي عمولي سایتی برای همه چیز(ادبیات ، داستان ، روانشناسی ،متافیزیک,عکس ,دانلود رایگان و ....)

چن وختیه عناوین زیر خیلی مد شده تو اینترنت:

- دختر وبلاگ نویس مصری تصاویر برهنه خودرا جهت اعتراض به سیاستهای دولت مصر منتشر کرد.

-تصاویر برهنه بازیگر ایرانی بدلیل اعتراض به خشونت علیه زنان.

-عکس تحصن زنان برهنه اکراینی در برابر سفارت روس در اعتراض به سوء استفاده از زنان این کشور.

- تصاویر نیمه برهنه خواهر کریستسین رونالدو.

-عکسهای نیمه برهنه...

دیدیم آقا خوب لابد یه چی هس که مردم همینجوری لخت میشن میفتن تو اینترنت دیگه پس ما چرا از قافله عقب باشیم حالا که اینقدر کلاس داره ُاما هرچی گشتیم همچین چیز دندون گیری جهت اعتراض گیرمون نیومد ُحالا یا ما اصابمون خیلی دنج بوده به هیچی اعتراض نداریم یا اینکه راس راسکی دنیا خیلی خوش بحالشه ُاما خوب یه نیگا به هیکلمون انداختیم دیدیم اووووووووووووووو عجب جیگری بودیم و خودمون خبرنداشتیم ُاین بود تصمیم گرفتیم اعتراض معتراضو بیخیال ُفهلا بی اعتراض لخ شیم ُحالا مورد اعتراضم بعدا پیدا می کنیم پیوست میزنیم میره پی کارش.

پس با اجازه بزرگترا تا ما آماده می شیم شمام شرایط سنیتونو یه چک بکنین که حتما +۱۸ باشه ُدر ضمن جنبتونم نباس ایراد داشته باشه ُبعد بپرین تو ادامه مطلب.فخط چش نزنین بجه مردمو ُبه چش نامحرمم نیگا نکنین ُهدف فقط و فقط یه حرکت فرهنگیه و ارتقاء کلاس.حالشو ببرین ژیگولاااااااااااااااا!

 عکس های لورفته +18:www.irpatog.com


ادامه فرمايشات
+ فرموده شده در  یکشنبه سیزدهم فروردین 1391ساعت 1:50  توسط میر مهدی گل آرا  داغ کن - کلوب دات کام

شکلک های شباهنگ Shabahang- Birthday: 1

 

بیا شمعارو فوت کن

هزار سال زنده باشی

آخخخخخخخخخخخخ جونمممممممممممم

چه خبره اینجا؟

کسی میدونه؟

کی میدونه تفلد کیه؟!!!!!!

ها باریک الله بعضیا درست حدس زدن.تفلد عجقمه.

گلاب گلاب کاشونه ایشاللا

تفلد سویل جونه ماشاللا

سویل جونو بوسش کن

یه بوس آبدارش کن

گفتم بوسش کن نگفتم که لپای دخترمو از جا بکن که

عسیسان دل عمولی امروز تفلد دختر یکی یدونم سویل جان هست.نورچشمیانی که خیلی وخته خواننده اینجانُ از لحظه بلحظه انتظار نه ماهه من و همسرجان تا بدنیا اومدن سویل خبر داشتن و همیشه با احساسات پر از انرژی مثبتشون همراهیمون میکردن و حتی پارسال همین روز وختی تو بیمارستان منتظر بدنیا اومدنش بودم با پیامک هاشون و تلفنهاشون ُلحظه های سخت انتظار رو برام قابل تحمل تر میکردنُ بعد از تولدش هم که همه دوستان لطف داشتن و همیشه جویای احوال این گوگولی ریزه میزه بودن و هستن و همیشه شرمندمون کردن.خیلی دوس داشتم که یه تولد عظیم الجثه بگیرم و همه دوستان وبلاگی رو دعوت کنم ولی نه فرصتش بود نه موقعیتش ولی ایشاللا امیدوارم سالهای بعدتر بتونم یه همچین قرار وبلاگی رو تو روز تولد عزیزترین پاره وجودم برگزار کنم.خداوند متعال و سبحان رو بسیار شاکرم و سپاسگذار که این فرشته آسمانی و زیبا رو بما هدیه داد تا گرمی بخش زندگیمون باشه و امیدوارم لایق این امانت مهم الهی باشیم و بتونیم مربی خوبی براش باشیم.از صمیم قلب دعا میکنم خداوند تمام کودکان رو زیر سایه پدر و مادر بزرگ کنه و همینطور غم هیچ بچه ای رو نشون پدر و مادرش نده و همینطور از همه پدر و مادرها عاجزانه تقاضا دارم با تمام وجود مراقب این گلهای معصوم باشن و خودخواهی هاشونو بذارن کنار.اینو بدونن موجود معصومی رو وارد این دنیای کثیف کردن فقط و فقط بخاطر دل خودشون و همین یه قلم خودخواهی برای هفت پشت اون بچه بیچاره بسه و باید بعد از بدنیا اومدن بچه دیگه حرف حرف بچه باشه و بس.هیچ کس حق نداره از طرف بچه تصمیم بگیره ُهیچ کس حق نداره لذت خوابیدن وسط بابا و مامان رو از بچه بگیره ُهیچ کس حق نداره تشخیص بده که این پدر یا مادر بدرد بچه میخوره یانه؟تنها کسیکه تو این موارد و بقیه موارد باید تصمیم بگیره خود خود خود بچس و بس.
انگاری زیاد رفتم رومنبر ُخوب ارکست دیر کرده بود گفتم فرصت غنیمته و یه حالی به مجلس بدم حالا این شما و این گروه ارکست سمفونی عمولییییییییییییییییییییییییییییی.به افتخارشون یه کف مرتببببببببببببببب

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری پنجم www.pichak.net كليك كنيد

خوب حالا کی میاد وسط؟

بععععععععععله استانلی لورل و اولیور هاردیییییییی.به افتخارشون

Dance Animated and Scraps

خوب جناب لورل و هاردی مرسی از لطفتون ُحالا هروخ خواستین بشینین باید یه نفرو جای خودتون انتخاب کنین

و ببینیم انتخاب لورل و هاردی کی خواهد بوووووود؟

قلبها بصدا در می آید ُنفس ها در سینه حبس میشود ُآیا که خواهد بود این انتخاب لورل و هاردی؟بعلههههههههههه...دوستان مهد کودک سویل

Dance Animated and Scraps   Dance Animated and Scraps  Dance Animated and Scraps   Dance Animated and Scraps

خوب حالا اگه از این نی نی ها بپرسیم کیو انتخاب میکنن لابد مامانشونو انتخاب میکنن پس به افتخار مامانا.

         

 

              

 

ایول ماماناتصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری پنجم www.pichak.net كليك كنيد

اوخ اوخ اوخ بابایونم انگار جو گرفته دارن از خودشون هنر در میکنن

  

شکلک های شباهنگ Shabahang- Birthday: 5

 خوب چطورین یه گلوئی تازه کنیم بعدا یه چن تام هنرنمائی دونفره ببینیم؟

خوب دیگه زیاد شنگول بازی در نیارین پاشین هنرای دونفره تونم نشون بدین دیگه کم کم ننه باباتون نگران میشن

آ ماشاللللللللللله بزن دس قشنگه رو به افتخار جوونااااااااااااا تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری پنجم www.pichak.net كليك كنيدتصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری پنجم www.pichak.net كليك كنيدتصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری پنجم www.pichak.net كليك كنيد

 

 

شکلک های شباهنگ Shabahang- Birthday: 1

و اینک  هنرنمائی خارق العاده تک نفره توسط آق پسرای جووووووووووووووووون

اینم یه رقص آذری تووووووووپ

و آخر سرهم چییییییی؟خوشگلا باید برخصن

خوب دیگه خسسسسسسه نباشین.حالا وخت چیه؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!وخت چرا زحمت کشیدین و کیکه.

 

همه باهم:چرا زحمت کشیدین...ماکه راضی نبودیم

با با و مامان سویل:الاااااااااااااااق

بابام منحرف فکرتو درس کن خودشونو نگفتم که خادوشونو گفتم ببین

مامان بزرگ و بابا بزرگ(مادری):پیرهن

مامان بزرگ(پدری):لباس سنتی +وجوه نقد

خاله بزرگ :بلوز شلوار

خاله کوچیک: علوسک+پیرهن

دائی :حوله

دست شما درد نکنه

موقع فوت کردن کیک دستای کوچیک سویل رو بالا بردیم و از خدا خواستیم که به همه این عزیزان طول عمر بده و ایشاللا هزار سال برای سویل جشن تولد بگیرن.

پارسال دکتر برا هفتم وقت داده بود و قرار بود صبح روز جمعه یعنی هفتم خرداد بریم بیمارستان که خدا رحم کرد و از ظهر پنجشنبه سویل مامانیش رو بست به مشت و لگد و نفهمیدیم چطوری خودمونو رسوندیم بیمارستان و تا به خودم بیام دیدم همسرجانو بستریش کردن و بردنش اتاق عمل ُخدا میدونه اون ۴۵ دقیقه چطور گذشت ُتا اینکه دیدم از اتاق زایمان در حالیکه روی سویل رو با پتو و ملافه پوشوندن آوردنش بیرون ُچقدر دلم میخواست که فقط یک لحظه نشونم بدن ببینم این وروجکی که نه ماه تموم انتظارشو کشیدیم چه شکلیه اما گفتن نمیشه ملافه رو بزنیم کنار سرما میخوره خدای ناکرده.خلاصه بعد از کلی انتظار وحشتناک مامانشم آوردن بیرون و خیالم از بابت هردوشون راحت شد و بالاخره بعد ازکلی انتظار دیگه از دلبرکم رونمائی شد و چشمان همگیمون به دیدارش روشن شدُهرچند دردی که همسر جان بعد از عمل داشت تحمل میکرد لذت اون لحظه هارو کمتر کرده بود ولی خیلی زود دردش تموم شد و به خوبی و خوشی فرداش مرخص شد.

خدا بهمون رحم کرد که زایمان یه روز جلو افتاد وگرنه خدا میدونه اونشب تا صبح چطوری باید سر میکردیم.بهرحال الان این فرشته شیطون شده دلبر بابا و مامان و حتی به اینشم راضی نیست و از همه فامیل دلبری میکنه.خدا رو بخاطر این هدیه آسمونیش بینهایت شاکرم و براش آرزوی بهترینهارو دارم و امیدوارم سالهای سال در آغوش این عزیزان مهربونش از زندگی لذت ببره.الهی آمین

خورده فرمایشات ۱): اگه چیزی یادم رفته باشه ببکشید دیگه چون الان ساعت سه نصف شبه و مونیتورو دارم چارتا میبینم.

 

 

+ فرموده شده در  جمعه ششم خرداد 1390ساعت 22:29  توسط میر مهدی گل آرا  داغ کن - کلوب دات کام

تو وبلاگ یکی از دوستان خوندم که فضای بلاگستان زیاد روبراه نیست و مث اینکه جماعت یوخورده دپرس تشریف دارن ُدیدم راس میگه بنده خدا ُسرم اونقدر شلوغ هست که اصلا متوجه نشدم ُبا اینکه اصلا فرصت آپ کردن نداشتم ولی دیدم واجبه یه پست از جنس زندگی بذارم بلکم یوخورده حالمون جا بیاددر ضمن نمیدونم این زبونه بازم چرا دراومد؟اصلا ربطی به قضیه نداره

صبح علی الطلوع و جارو کشی روزانه

بعدش نوبت گردگیریه

بعدش انداختن لباسها تو لباسشوئی

حالا باید یه فکری برا ناهار بکنم!!!

آآآآآآآآآآآ فمیدم چی درس کنم

آخیییییییییش خسته شدم بابام ُآخه چخده من جونیمو تو این خونه بذارم آخه ُچخده بشورم بسابم ُبپزم ُشام و ناهار درس کنم ُخسسسسسه شدم

بهتره برم یه دوش بگیرم و مث یه خانوم محترم از زندگیم لذت ببرم

و اینجاس که سویل گل آرا بعد از یک روز خانه داری طاقت فرسا کمی هم به کار دل میرسد و به شعر و شاعری پرداخته و میشود اوسدا شهریار!!!حیدر بابا ایشلماخدان یورولدوم

 

+ فرموده شده در  شنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1390ساعت 21:21  توسط میر مهدی گل آرا  داغ کن - کلوب دات کام

به گزارش عمولی نیوز به نقل از روابط عمومی خانیفاته بسیار بسیار کوچک عمولی از اولین ساعات اولین روز کاری سال هزارو سیصدو نود خورشیدی ُعمولی و خانیفاته آغاز به کار کرد.بر اساس این گزارش همسرجان و سویل نیز از امسال دوشادوش آققای خانیفاته در فعالیتهای اقتصادی مشارکت مینمایند.گفتنیست حدودا از یکسال پیش درست همین روزها ُهمسرجان بدلیل امر بسیار بسیار مقدس تولید مثل سه ماه قبل  و نه ماه بعد از زایمان به امر بسیار بسیار مستحب استراحت مبادرت داشتند و بااینکه هنوز یکسال دیگر هم میتوانسته از مرخصی استفاده نماید ولیکن بخاطر همان رگ معروف شوفر شاگردی و همچنین سوهان کشیدن به روح خبیث اوسدا خانه نشینی را بیخیال گشته و آغاز مجدد فعالیت اقتصادی خودرا رسما اعلام مینماید.این گزارش حاکیست سویل همه روزه قبل از سایرین از خواب بیدار شده تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری پنجم www.pichak.net كليك كنيدو جهت رفتن به مهد کودک اعلام آمادگی مینماید که این مسئله خود جای بسی شکر دارد چون پیشتر ازاین بزرگترین نگرانی خانیفاته بسیار بسیار کوچک عمولی کنارآمدن سویل با مهد بود وهمین جا جای دارد از مربی بسیار حرفه ای و خونگرم مهدکودک همچنین کلیه دست اندرکاران ُمدیریتُ معاونت تدارکات ُپشتیبانی ُافکت ُدستیار  و کلیه عزیزانیکه مارا در این امر خطیر همراهی نمودند سپاس ویژه داشته باشیم.
یک منبع موثق بنام عمولی که خواست نامش فاش نشود گزارش داد که یک شب قبل از شروع بکار نمودن ُعمولی و همسرجان بلحاظ اینکه اتاقهایشان در اداره دیوار بدیوار هم میباشد ُطی یکعدد تبانی کاملا استراتجیک تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری پنجم www.pichak.net كليك كنيدتصمیم میگیرند که به هیچوجه دراداره پرروبازی درنیاورده و همانند غریبه ها عمل نمایند تا از هرگونه مباحث حاشیه ای ُخاله زنکی و عمومردکی پیشگیری اکید گردد ولی دقیقا در ساعاتی پس از شروع نمودن به کار این دو مرغ عشق درراهروی اداره باهمدیگر روبرو درمی آیندتصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری پنجم www.pichak.net كليك كنيد و همینکه عمولی میخواهد یکعدد سلامون علیکومی ُخسته نباشیدی به همسرجان عرض نمایدُتصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری پنجم www.pichak.net كليك كنيدهمسرجان چنان رویش را به آنطرف میگیرد و افه بی محلی می آید که گویا باهمدیگر قهربوده و یا عمولی قصد مزاحمت ایشان راداردتصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری پنجم www.pichak.net كليك كنيد.همان منبع موثق گفت که چند ثانیه پس از این حادثه عمولی به همسرجان زنگ زده و میگوید :"شفه!!!گفتیم غریبه باشیم نگفتیم که قهرباشیم ُحتی غریبه ها هم باهمدیگه توراهرو سلامون علیکوم میکننتصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری پنجم www.pichak.net كليك كنيدحالا تو چرا کاسه داغتراز گاز شدی؟!" و همسرجان در پاسخ میگوید:" برای اینکه زیرا" و بدین ترتیب عمولی هم قانع میشود و رستگار میگردد.به گزارش همان منبع موثق از روز بعد بدلیل تغییر محل خدمت همسرجان از سوی مقامات ذیصلاح ُیک طبقه بین این دومرغ عشق فاصله می افتد ُتبریز برایشان تب خیز گشته و آذربایجان آذرها بجانشان می اندازد و اینجاست که شاعر میگوید:" ای دوووووووووووووووووووووووووووووووووووووست..."و آنیکی شاعر میگوید:" ب به ناز نفست..."

خورده فرمایشات ۱): از آنجائیکه مشت نمونه خروار است تو خود از همین اخبار که مربوط به یکعدد جامعه کوچک بود اخبار مربوط به ایران و جهان را هم خودت استنباط کن همه چیزرا که قرار نیست من بگویم.تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری پنجم www.pichak.net كليك كنيد

خورده فرمایشات ۲):عکس لورفته کودکی رضاشاه.

خورده فرمایشات ۳):سویل در حال یادگیری اصول اولیه شوفر شاگردی از شاگردجان ُدور از چشم اوسدا.



درس اول: تو یه جاده چهار بانده داریم میریم همه دارن از سمت مخالف میان کی داره خلاف میکنه؟
جواب: بقیه.

درس دوم:هر وخ تصادفی صورت بگیره حق باکیه؟
جواب :با اوسدا.

درس سوم:سرعت مجاز در شهر چند کیلومتره؟
جواب هرسرعتی که اوسدا باهاش درحال حرکته.

خورده فرمایشات ۴): برنامه ترک سیگار با جدیت تمام دنبال میشود ُتعداد سیگارت مصرفی روزانه به ۳ عدد کاهش یافته میباشد.

خورده فرمایشات ۵):بدلیل استقبال بیش از حد دوست و دشمن تمدید شد:

لینک دانلود کامل فیلم جدائی نادر از سیمینتصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری پنجم www.pichak.net كليك كنيد 

خورده فرمایشات ۶):عاشق این شکلکه شدم عجییییییب همچین لج آدمو در می آره.

+ فرموده شده در  پنجشنبه بیست و پنجم فروردین 1390ساعت 10:40  توسط میر مهدی گل آرا  داغ کن - کلوب دات کام

یادش بخیر پارسال همین روز بود که با خوندن وبلاگ ساناز خانوم و پستی که در مورد دروغ سیزده گذاشته بود برای اولین بار تشویق شدم که یه دروغ سیزده بگم و اولین دروغمو رو خودش تست کردم و جواب داد.بهش گفتم وبلاگت مسدود شده و از ایران نمیشه بازش کرد اون بنده خدام از مالزی نگران شد و تا شب که ما از بیرون برگشتیم و بهش گفتم که فقط یه دروغ سیزدهی بوده همینطور نگران بود.وختی از این کار نتیجه گرفتم شیطون بیشتر رفت تو جلدمو و دروغهای بیشتری گفتم اولش یه پست گذاشتم و نوشتم که اینجا هک شده و بزودی تمام وبلاگهائی که تو لیست پیوندها قرار دارند هک خواهند شد و حتی توی دوسه تا پیوند اولی  که مربوط به همسرجان و سویل بود هم همون عبارتو گذاشتیم که دیگه بعضیا کاملا باورشون شده بود و حتی یکی از دوستای وبلاگی بعد اون ماجرا کلی شاکی شده بود و بهدشم باهامون قهرکرد.بهدشم که دیگه تامدتها هرچی میگفتیم حنامون رنگ نداشت که نداشت و کلهم شده بودیم چوپون دروغگوآمممممما امسال هرچی دنبال یه دروغ آبدار گشتیم که  خلاقانه هم باشه نبود که نبود تو هم نگرد نیستُ از طرفی هم بخاطر سویل قرار شد که امسال نریم بیرون ولی خب حوصلمونم سر میرفت دیگه آخه پس چجوری تفریحات سالم بکنیم؟دروغ که نداشتیم بگیم بیرونم که نمیشد بریم  ُلذا تصمیم گرفتیم بریم سینما و فیلم "جدائی نادر از سیمین" رو ببینیم اما بازم دیدیم که سویل یه ساعت و نیم ممکنه تو سینما نتونه بشینه ُدیگه مایوس از همه جا نشسته بودم پای کامی و تو اینترتر الکی برا خودم میشگتم که یوهوئی دیدم تو یکی از خبرگزاریا با تیتر درش نوشته که "فیلم جدائی نادر از سیمین وارد اینترنت شد" و بهدشم کلی گله و شکایت کرده بود که این کار خیلی غیراخلاقیه و از این حفا.اما مارو میگی نیشمون رف تا بناگوشمونو و رفتیم تو کار سرچ ُیه چن تا سایتو که رد کردیم دیدیم یه جانوشته "دانلود کامل فیلم جدائی نادر از سیمین" بصورت کاملا فشرده و قابل دانلود فقط در هفت دقیقه ُکه جلدی خودمونو رسوندیم و روش کلیک رنجه فرمودیم و دیدیم که بععععععله ایکی ثانیه دانلود شد و نشستیم با خانیفاته حالشو بردیم ولی فقط تا نصفه های فیلمو دیده بودیم که یکمرتبه ندائی از درون گفت:
"آییییییییییییییی عمولیییییییییییییییی"
گفتم :"جان دلم؟!"
گفت"تو نمیگی الان خیلی های دیگه هم مث تو نشستن تو خونه و چون جائی نمیتونن برن حوصلشون سررفته؟!
گفتم :" نه که نمیگم"
گفت:"تو بیخود میکنی باید بگی"
گفتم:" خوب حالا که زوره مام گردنمون از مو باریکتر میگیم خوب"
گفت:" پس زودی پاشو لینک دانلودشو بذار که نورچشمیای خونه نشینت هم حالشو ببرن"
گفتیم :"آی به چشب"
و اینگونه شد که این لینک پائینو گذاشتم هرکی دوس داشت دانلود کنه و حالشو ببره .امیدوارم با کلیک کردن رو لینک زیر که یه امروزو حتما تو خونه خواهین بود بهتون خوششششششششش بگذره.
فهلا باییییییییی
وختی دارین حالشو میبرین مارم فراموش نکنین

لینک دانلود کامل فیلم جدائی نادر از سیمین - مدت زمان دانلود ۷ دقیقه




+ فرموده شده در  شنبه سیزدهم فروردین 1390ساعت 21:43  توسط میر مهدی گل آرا  داغ کن - کلوب دات کام

فونت زيبا ساز فونت زيبا ساز فونت زيبا ساز فونت زيبا سازفونت زيبا ساز       فونت زيبا ساز فونت زيبا ساز   فونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا ساز 

فونت زيبا ساز  فونت زيبا ساز فونت زيبا ساز

روزی بود و روزگاری ُآدمیان به خوبی و خوشی در جهان زندگی میکردند و حالش را میبردندُ تااینکه طوفانی آمد و تمدنهارا ویران ساخت و مردمان به فلاکت افتادند اما قرنها تلاش کردند و با کوشش و جهد دوباره بناها برافراشتند و آبادانی ها بر پا ساختند و خداوندگار که ناظر تلاش آنها بود ُهمی خواست تا بر آنان عیدی نازل آورد که در شانزدهمین روز اسفندماه موجودی بغایت تخس روانه زمین گردانیدتصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری پنجم www.pichak.net كليك كنيدکه   هرکس با وی نیم ساعت زندگی همی نمود تماما" گناهانش پاک و اعمالش تسویه همی گردید بسکه بلا بر سرش می آمد.این موجود آسمانی کسی نیست جز شاگرد جان عسیییییییییییییس تراز جان منتصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری پنجم www.pichak.net كليك كنيد.و امروز بر آنیم که  تفلد این ستاره بی بدیل شرق و غرب را گرامی بداریم و در ضیافتی به وسعت کره خاکی این حادثه عظیم بشریت را به سرور بنشینیم باشد که رستگار گردیم انشاءالله.حال به افتخار خودمان ُخودتان و خودشان یکعدد کف مرتب ارائه بفرمائید لوففا".....تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری پنجم www.pichak.net كليك كنيد

حالا.....تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری پنجم www.pichak.net كليك كنيد

گلاب گلاب کاسونه ایسالله

تفلد ساگردجونه ماسالله

رقاصاش بیان جولو...جولو جولو جولوتر آ ماشاللا....
تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری پنجم www.pichak.net كليك كنيد
وووووووووووووی تو چرا اومدی ؟!مث اینکه تفلد توئه ها اول بذا بقیه برخصن بهدا خودت بیا وسط...خودشم اونجوری نه ،سرت باید بالا باشه گلم

خوب حاصل ازدواج فامیلیه دیگه ،پیش میاد از این چیزا،شرمنده

حالا کی میاد مجلسو افتتاح کنه؟نبوووووووووووود؟!چرا مث اینکه بووووووود!!!به افتخار فانی

یه کف مرتب هم به افتخار روبن عسییییییییییییس

baby-03

یه سر بزنیم به مولود  اینروز ببینیم چیکاداره میکنه

happy baby

چه خوش بحالش میشه بجم حاصل ازدواج فاااااااااااااامیلیه دیگه طفلک

ااا!!!اینا چیکار دارن میکنن؟!

برین بیشینین سرجاتون خانوما قراره فخط تماشا کنن ُ هنرنمائی اکیدا ممنوووووووووووووون

خو حالا ارکست آماده!!!!

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری پنجم www.pichak.net كليك كنيدتصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری پنجم www.pichak.net كليك كنيدتصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری پنجم www.pichak.net كليك كنيدتصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری پنجم www.pichak.net كليك كنيد

و ......حالااااااااااا...

یه رخص دسته جمعی....چیکار کنیم دیگه خانومام بیان وسط انگاری نمیتونن هنراشونو مهار کنن

حالا یک دو سه....بزن دس قشنگه رووووووووووووتصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری پنجم www.pichak.net كليك كنيدتصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری پنجم www.pichak.net كليك كنيدتصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری پنجم www.pichak.net كليك كنيدتصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری پنجم www.pichak.net كليك كنيدتصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری پنجم www.pichak.net كليك كنيدتصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری پنجم www.pichak.net كليك كنيدتصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری پنجم www.pichak.net كليك كنيد

دس دس دس آماشاااااللا

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری پنجم www.pichak.net كليك كنيد تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری پنجم www.pichak.net كليك كنيدتصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری پنجم www.pichak.net كليك كنيدتصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری پنجم www.pichak.net كليك كنيدتصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری پنجم www.pichak.net كليك كنيدتصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری پنجم www.pichak.net كليك كنيد

خوب خانوما آقایون خسسه نباشین حالا میریم سراغ کک.اگه گفتین چه شکلیه؟!خوب معلومه شکل قلبی که یه تیر از وسطش رد شده.

خوب بازم یه سر به نی نی بزنیم بینیم چیکار داره میکنه؟

ووووی نیستش!!!یعنی وسط جشن تولدش کجا رفته؟!

شماها ندیدینش؟!دارم نگران میشما!!!بذا یکی یکی اتاقارو بگردم

اااااااااااااااااااااااا اینجاااااااااااااااااااس بگم چیکار میکنه؟!نه نمیگم خودتون ببینین

خورده فرمایشات ۱):خدمت عسیسان دلی که تو پست قبلی گیر فرموده بودن که چطو ممکنه اولین سالگرد ازدواجمونو با سویل جشن گرفته باشیم عرض کنم که ببم جان نه تا سالگردو دونفری جشن گرفته بودیم امسال برای اولین بار سه نفری جشن گرفتیم بازم اگه خیییییییییلی سخته هضم کردنش با اسناد و مدارک بیام تووووضیح بدم

خورده فرمایشات ۲):الان سه روزه که سویل حافظ سنگر علم و دانش شده و میره مهدکودک یا بوقول باجناق جان سپردیمش به خانه سالمندان.تا حالا انشجو و استاد پروازی زیاد شنیده بودیم که مدیر کلی تشریف میبردن سر کلاس و ساعت ۹ اینا میرسیدن ُاما این یه الف بجهُ وزیر علومم گذاشته تو جیبش چون ساعت ۱۱ صبح خانوم هنوز مشغول صبونه خوردن هستن و بهدش یه نیم ساعت سرکی به مهد میزنن و حضور غیاب میکنن و برمیگردن خونه

خورده فرمایشات ۳):فتوکپی برابر اصل که میگن اییییییییییینه!!!

             

چقدر دوس داشتم بچگیهای همسرجانو از نزدیک دیده بودم و همه چیزائی رو که ازش تعریف میکنن دیده بودم اینه که خیلی دوس داشتم سویل شبیه مامانش بشه که خداروشکر هم صورتا" و هم سیرتا" عین خود خود ناکسشه

 

 

 

+ فرموده شده در  پنجشنبه چهارم فروردین 1390ساعت 11:54  توسط میر مهدی گل آرا  داغ کن - کلوب دات کام

شلوغ ترین خانواده آمریکایی بدنبال کسب رکورد گینس

شلوغ ترین خانواده آمریکایی بدنبال کسب رکورد گینس

شلوغ ترین خانواده آمریکایی بدنبال کسب رکورد گینس

شلوغ ترین خانواده آمریکایی بدنبال کسب رکورد گینس

شلوغ ترین خانواده آمریکایی بدنبال کسب رکورد گینس

شلوغ ترین خانواده آمریکایی بدنبال کسب رکورد گینس

شلوغ ترین خانواده آمریکایی بدنبال کسب رکورد گینس

شلوغ ترین خانواده آمریکایی بدنبال کسب رکورد گینس

شلوغ ترین خانواده آمریکایی بدنبال کسب رکورد گینس

برچسب ها:عکس باحال+عکس جالب+عکس های جالب+عکس های باحال+عکس دیدنی+عکس خنده دار+عکس خانوادگی+عکس باحال+عکس جالب+عکس های جالب+عکس های باحال+عکس دیدنی+عکس خنده دار+عکس خانوادگی+عکس باحال+عکس جالب+عکس های جالب+عکس های باحال+عکس دیدنی+عکس خنده دار+عکس خانوادگی+عکس لورفته خانوادگی+لورفته+عکس

+ فرموده شده در  شنبه یازدهم دی 1389ساعت 9:24  توسط میر مهدی گل آرا  داغ کن - کلوب دات کام

حال میکنی هنو سال ۲۰۱۱ نرسیده عمولی سوتیشم داده ُخو چیکار کنیم ما اینیم دیه

و آمممممممما ماجرا ازاین قراره که آقاجون از قدیم و ندیم مگ نشنیدی که گفتن هرکسی کار خودش بار خودش آتیششششششششش به انبار خودش؟هان؟!پس چرا میری تو کار مردم انگولک میکنی که تازه سوتی هم بدی و آبروی نداشتمونم ببری؟!

حالا عجله نکن جریانات داره ُهممممممشو یواش یواش میگم برات

راستیاتش من از اول همچین بفمی نفمی تو کار چت و چت روم lam.gifو اینا نبودم و زیادم باهاش حال نمیکنم ُالبت تخصصی هم ندارم و اصطلاحاتشم زیاد برا شیرم فهیم نشده ُفخط گاهی اوقات که لازم شده فایلی چیزی از کسی بگیرم رفتم تو روم و زودی برگشتم.حالا از این طرف اسممونم که فخط برا نورچشمیا و جمعیت ترک زبان معنی داره ُبقیه شاید اصلا نمیدونن که عمولی به مرد میگن یا زن ؟اینه که یه بار داشتیم از یکی از برو بچز یه فایل میگرفتیم تو چت روم که دیدیم یه بنده خدائی با اسم "Dengerman" ازمون تقاضای گفتگو کرد ُمام از اسمش خوشمون اومد و غلط کردیم جواب سلامشو دادیم ُبعد پرسید"اصل بده" منم فک کردم ملیتمو میخواد ُگفتم "میخوای چیکار ژیگووووول" که یه آیکون نیشخند تا بناگوش باز همراه با یکعدد قلب نثارمون کرد ُحالا مام نمیدونیمکه قضیه چیه و داریم با مرامش کلی حال میکنیم ُبعد سن و سالمونو پرسید و یه چن تا سوال غیر تخصصی دیگه ُبعد یوهوئی پرسید سایز س*و*ت*ی*ن* ت چنده؟آقا منو میگی؟شدم اینُتازه دوزاریم افتاد که یارو تو تشخیص جنسیتمون یوخورده اشتب زده ُگفتم عسیییییییییس دل من از اونائی که تو گفتی نمیپوشم ُگفت چرا؟گفتم آخه خوب تو ده ما مردا سو...نمیپوشن که.یوهوئی دیدم کلی فوش آبدار درجه یک ناب برامون فرستاد و کلی گلایه که مرد حسابی مگه بیکاری و از این حفا بعدم گذاش رف!!!دل شکستهحالا بگذریم کلا محیطهای مجازی که افراد با هویتهای مستعار و جعلی ظاهر میشن16.gif زیاد چنگی بدلم نمیزنه و بیشتر ازمحیط وبلاگها لذت میبرم چون اولا افراد هویتهای مشخص تری دارند و دوم اینکه این محیطها بیشتر جای تعامل و تبادل فکرهست تا وقت گذرانی و متلک پرانی.هرکسی هم حرفی داشته باشه خیلی رک و پوست کنده و آزادانه حرف دلشو میزنه و جوابش رو هم میگیره ٰهرچند باز تو همین فضای وبلاگی هم هستند کسانیکه جعل هویت میکنند ولی در کل فضای وبلاگ همیشه برام جذابتر از سایت و چت روم و تالار گفتگو و این چیزا بوده .ولی این اواخر بخاطر بعضی مسائل شغلی میبایست گاه گداری سری هم به تالار گفتگوی بانک ملی بزنم و البته چون این تالار با بقیه تالارها تفاوتهای اساسی داره و همون فضای اندیشه و تعامل تو این تالار هم موجود هست کم کم جذبش شدم اما غافل از اصول و قوانینی که داره!!!TAEL_SmileyCenter_Russian%2520%28370%29.gif

اولین کاربری که توجه منو بخودش جلب کرده بود همین Guest بود .میدیدم اکثر تاپیک ها رو شروع میکنه و در تمامی انجمن ها حضور داره و به همه جواب میده ٰشخصیت جالب و فعالی بنظرم رسید ولی متعجب بودم ازاینکه مطالب ضد و نقیض زیاد مینویسه ٰ تو یه انجمن خودش رو یه همکار ماشین نویس خانم معرفی میکنه ٰتو یه انجمن دیگه میشه متصدی ٰیه جای دیگه رئیس دایره ٰتو یه انجمن خوزستانی میشه ٰتو یه انجمن دیگه از طرف کردها صحبت میکنه ٰتو یه انجمن دیگه از سری ترین صحبتهائی که توی جلسات اداره برگزار میشه خبر میده و درکل از همه جا خبرداره.اولش فک کردم یک موجود ماورائی باشه37.gif ٰبعدش گفتم نه بابام این که امکان نداره که!!! شاید یه جاسوس بین المللیه که میخواد اغتشاش ایجاد کنه ٰیه خورده که به اعصاب نداشتم مسلط شدم فک کردم شاید جاسوس رقبا باشه و هرروزبا یه فکربکر جدید و کلی فرضیه شاهکار297.gif صفحه تالاررو باز میکردم و مینشستم پای خوندن مطالبش ٰخدائیش دیگه هنگ هنگ بودم 07.gifو عقلم بجائی قدنمیدادٰتا اینکه تصمیم گرفتم تموم پنجهزارو خرده ای مطالبش رو دونه به دونه بخونم و سراز کار این بابا درآرمٰ و هیچ چی به اندازه اون شبی که تا ساعت سه صبح نشستم و حدود سه هزارتا ازمطالبش رو خوندم نمیسوزونتم.حتی تا خود صبح خوابشو میدیدم.
صبح که ازخواب بیدار شدم باخودم گفتم آییییییی ٰبعد جواب دادم چیه؟گفتم این بابایه ریگی به کفشش هست وگرنه چطور میتونه از همممممممممه استانها خبرداشته باشه و اززبان همه شکایت کنه ٰصد در صد یه جریاناتی داره!!!و این بود که هرجا میدیدم یه حرف ناروائی زده یه گیری بهش میدادم 5.gif.و دست وردارم نبودمُٰ حالا یه گیر من میگم یه چی شوما میشنفیا ُگیر سه پیچ دوخمی داده بودم که بیا و بیبین ُاصلا هرجا میدیم کامنتی گذاشته یا یه مطلب زده زودی میرفتم و جواب دندان خورد کن بش میادم ُخلاصه حالی میکردیم با این جناب Guest  ٰکه آخرش این مرتضی جزجگرنگرفته بهم گفت که آقا دیروز یه سایت خارجی رو باز کرده بودم اونجام این Guest کامنت گذاشته بود ٰاولش گفتم گلت نکنم جاسوس بین المللیه...اما یه لحظه یه فکر اساسی اومد سراغم ٰگفتم بگرد ببین معنی این Guest چیه؟که یه نیگا به دیکشنریش انداخت و گفت:"مهمان ٰانگل و..." درجا دوزاریه با تموم کج و کولگیش افتاد که چه سوتیی دادیم 4fvgdaq_th.gifولی هنوز مطمئن نبودم که اومدم تالار و دیدم یه بنده خدائی شستتمون و گذاشته کنار دیفال تا خشک شیم اونموقع بود که فهمیدم ایییییییییییییی دل غافل هرکی بخواد بصورت ناشناس نظر بذاره به اسم Guest ثبت میشهُ حالا دیگه خودت حدیث مفصل خوان از این مجمل که تو همون تالار چیا بارمون نکردن؟ !!!

خورده فرمایشات ۱):هربیشه گمان مبر که خالیست         شاید که نهنگ خفته باشد 3.gif

خورده فرمایشات ۲):پیرو انتقاد شدیداللحنی که یکعدد نورچشمی غریبه ترازجان فرموده بودن و گفته بودن که" این چه جور سایتی برای همه چیزه که نه اس ام اس داره ُنه دانلود رایگان نه مقاله و نه هیچی دیگه ُدوساعته اینجادارم ول میگردم اما چیزی رو که دنبالش اومده بودم پیدا نکردم..." باید عرض کنم که ژیگول افلندش آخ من از کجا بدونم شوما دنبال چی میگردی؟عربی برخصم برات خوفهههههههه؟دیمندش خو یه سرچ تو گوگل بزنی که هممممه اینا گیرت میاد .سیمندشم چشب در راستای نورچشمی ذلیلی شدیدی که دارم منبعد مقاله و دانلود و ... هم میذارم براتتتتتتتون ولی مث همین پست قبلی و این پست سعی میکنم هروخ پست اونجوری گذاشتم یه پست اینجوریم برا خوندن نورچشمیان علاف بذارم

خورده فرمایشات ۳):سویل از امروز رسما راه رفتن به شیوه چهار دست و پائی را افتتاح کرد.تشویق

خورده فرمایشات۴):یکعدد جوک جدید:به عمولی میگن سه تا ازاعضای بدنو نام ببر که با "س" شروع میشه.میگه سر...سینه ...سویل !!!میگن سویل دیگه کجای بدن میشه؟میگه اونم جیگرمه دیگههههههههه

خورده فرمایشات ۵):عکس انتخابی این پست:"الهی بپای هم پیر شین ننه"!!!

عروس و داماد

 

عکس ُ عکس باحالُ عکس خنده دارُعکس طنزُعکس دیدنی ُعکس جالب ُعکسای باحالُ عکسای خنده دارُعکسای طنزُعکسای دیدنیُ عکسای جالبُ عکس ُ عکس باحالُ عکس خنده دارُعکس طنزُعکس دیدنی ُعکس جالب ُعکسای باحالُ عکسای خنده دارُعکسای طنزُعکسای دیدنیُ عکسای جالبُ عکس ُ عکس باحالُ عکس خنده دارُعکس طنزُعکس دیدنی ُعکس جالب ُعکسای باحالُ عکسای خنده دارُعکسای طنزُعکسای دیدنیُ عکسای جالبُ عکس ُ عکس باحالُ عکس خنده دارُعکس طنزُعکس دیدنی ُعکس جالب ُعکسای باحالُ عکسای خنده دارُعکسای طنزُعکسای دیدنیُ عکسای جالبُ باحالُ عکسای خنده دارُعکسای طنزُعکسای دیدنیُ عکسای جالبُ
+ فرموده شده در  جمعه بیست و ششم آذر 1389ساعت 13:54  توسط میر مهدی گل آرا  داغ کن - کلوب دات کام


پاپ


كلاسیك

هیپ هاپ

رپ

تكنو

دث متال

پاور متال

اسپید متال

تكنو همراه با اكس

خوره فرمایشات ۱):الوهده بفا عکس انتخابی این پست:<<کوهی عجیب بشکل گربه>>

کوهی به شکل گربه

خورده فرمایشات۲):آب زنید راه را چونکه نگار میرسد!!!
بالاخره بعد از مدتها غیبت البته از نوع نیمه موجهش ُسروکله اکسیر عزیز دوباره پیداشدو آپ کرد.
وبلاگی که همیشه با عشق میخوندمش و از خوندنش غرق لذت میشدم حتی روزهائیکه آپ نمیکرد و مطالب دوسه روزقبل و تکراریشو میخوندم .
هم وبلاگ محبوبم و هم وبلاگ محبوبم!!!(هر کی تونست بگه این دوتا وبلاگ محبوب چه فرقی فوکولن یه پفک جایزه داره)
اکسیری که حق استادی برگردنم داره و الفبای نتو یادم داده.
اکسیری که تنها دلیل تولد منزل مجازی عمولی بوده و هست...
و حتی شاید تنها دلیل تولد خود عمولی.
آرزو دارم شونصد سال تموم ُسالم و سلامت روح خبیث عمولی رو سوهان بکشه و اونجارو بروز کنه.
عکس ُ عکس باحالُ عکس خنده دارُعکس طنزُعکس دیدنی ُعکس جالب ُعکسای باحالُ عکسای خنده دارُعکسای طنزُعکسای دیدنیُ عکسای جالبُ عکس ُ عکس باحالُ عکس خنده دارُعکس طنزُعکس دیدنی ُعکس جالب ُعکسای باحالُ عکسای خنده دارُعکسای طنزُعکسای دیدنیُ عکسای جالبُ عکس ُ عکس باحالُ عکس خنده دارُعکس طنزُعکس دیدنی ُعکس جالب ُعکسای باحالُ عکسای خنده دارُعکسای طنزُعکسای دیدنیُ عکسای جالبُ عکس ُ عکس باحالُ عکس خنده دارُعکس طنزُعکس دیدنی ُعکس جالب ُعکسای باحالُ عکسای خنده دارُعکسای طنزُعکسای دیدنیُ عکسای جالبُ باحالُ عکسای خنده دارُعکسای طنزُعکسای دیدنیُ عکسای جالبُ

ادامه فرمايشات
+ فرموده شده در  دوشنبه هشتم آذر 1389ساعت 22:15  توسط میر مهدی گل آرا  داغ کن - کلوب دات کام

عید سعید قربان بر تمامی نورچشمیان عسیییییییییییس تر از جان عمولی مبارک باد.

<<روابط عمومی خانیفاته بسیار بسیار کوچک عمولی>>

اینهم چن تا پیامک عید سعید قربان ویژه نورچشمیان اس ام اس باز عمولی

1 - عيد سعيد قربان ، جشن تقرب عاشقان حق مبارك باد.

2 - عید سعید قربان روز اوج بندگي و تجلي ايثار ابراهيمي مبارك.

3 - زندگيتان به زيبايي گلستان ابراهيم و پاكي چشمه زمزم.

4 _ عيد اضحي رسم و آئين خليل آزرست
بعد آن ،عید غدیر، روز ولای حیدر است
عید قربان و پیشاپیش عید سعید غدیر مبارک.

5- تو را اينجاست اسماعيل در جان
که خواهد کردش ابراهيم قربان.

۶-این دو سه روز رو رژیم بگیر تا لاغر شی که انتخابت نکنن! اینو به بقیه گله هم بگو.
عید قربان مبارک.

۷-عید قربان نزدیکه، این جماعت براشون گاو و گوسفند فرقی نمی کنه… نگرانتم!


۸-عید قربون پارسال که در رفتی امسال چیکار می خوای بکنی؟


۹-عید است بیا بخانه ام قهر مباش
مغرور ترین دختر این شهر مباش
قربان تو گردم روز عید قربان
عیدانه بده و تلخ چون زهر مباش . . .

۱۰-نام نویسی جهت اعزام فوری به حج تمتع امسال شروع شده است جهت اقدام به دفتر تهیه و توزیع چهار پایان جهت ذبح در عید قربان اقدام فرمائید !!!


۱۱-اگر زنده ای sms بده (طرح آمار گیری از بازماندگان عید قربان)

۱۲-نگارا عید قربان است قربانت شوم یا نه ؟
نگفتی یک دمی آیا که مهمانت شوم یانه ؟
برای طوف کویت جامه احرام بر بستم
گدای دوره گرد گوشه خوانت شوم یانه ؟


۱۳-به حرمت گوسفندی كه جانه حضرت اسماعیل رو نجات داد 7 مرتبه بگو بع بع وبرای 7 گوسفند دیگر ارسال كن .حتما بفرست حاجت میگیری
نخند بع بع كن .یه نفر كوتاهی كرد بعد 7 روز عر عر میكرد

۱۴-یه پیشنهاد برات دارم ! بیا این یکی دو روزه رو به جای بع بع ، ار ار کن ! شاید شانس بیاری نفهمن

عید سعید قربان لغو شد !

( ستاد روحیه دهی به گوسفندان )

۱۵-همیشه آرزو داشتم جگرتو بخورم و الان خیلی خوشحالم. چون فردا دیگه به آرزوم میرسم.

"دوازده روش موثر برای اینکه گوسفند نباشیم" در ادامه فرمایشات:


ادامه فرمايشات
+ فرموده شده در  چهارشنبه بیست و ششم آبان 1389ساعت 2:23  توسط میر مهدی گل آرا  داغ کن - کلوب دات کام

 آمریکا:مشتری موبایلشو درمیاره ،یه شماره میگیره ،دو ثانیه بعد چهار تا شورلت مشکی رنگ جلوی بانک نگه میداره ،بیست نفر آدم ازشون پیاده میشن  و بانکو تبدیلش میکنن به آبکش.

 انگلیس :مشتری ، خیلی ملایم از رئیس بانک میخواد که در مورد عدم موافقتش توضیح بده و رئیس میگه که فقط درحضور وکیلش حاضر هست ، چنین توضیحاتی رو بده ،بعد مشتری تلفن میکنه به همون آمریکائیه بالائی و بهش میگه که جلدی خودشو برسونه اونجا و از تسهیلات همون بانک بدون چون و چرا استفاده بکنه !!!چون میدونه وقتی طرف برسه و ببینه از تسهیلات خبری نیست اون بانک هم آبکش خواهد شد بدون اینکه ردپائی از خود ناکس انگلیسیش بجا بمونه.

 روسیه:مشتری و رئیس شعبه دو ثانیه تو چشمای همدیگه زل میزنن و بعد خیلی معمولی از همدیگه خداحافظی میکنن ،از فرداش رئیس شعبه ارتقا میگیره ،مشتری هم پروژه ای رو که برای راه انداختنش تسهیلات میخواست راه میندازه و هیشکی هم نمیفهمه چی به چی شد.

 آلمان:مشتری مدارک هوئیت خودش رو به رئیس شعبه نشون میده و مشخص میشه که گروه خونیشون یکیه و جیک ثانیه تسهیلاتشو میگیره و میره پی کارش.

ژاپن:مشتری در جا هاراگیری میکنه.

 چین:مشتری پنج دقیقه بعد عین همون شعبه رو درست روبروش میزنه و با یکدهم نرخشون به خودشون تسهیلات میده.

ترکیه:به محض اینکه رئیس شعبه خبر عدم موافقت با تسهیلات رو به مشتری اعلام میکنه،یکمرتبه ده کانال خبری با دوربین و خبرنگار میریزن تو شعبه و رئیس شعبه هاج و واج میمونه که اینا کی خبردار شدن که شعبه نمیخواسته موافقت بکنه و اومدن اینجا.

 هندوستان:درست در لحظه ایکه مشتری تاحد جنون عصبانی شده و خرخره رئیس شعبه رو گرفته که خفش کنه ،چشمش میفته به گردنبند رئیس شعبه و یادش میفته که پدرش هم یه گردنبند درست عین همین داشته و معلوم میشه که با رئیس شعبه برادر هست که تو بچگی همدیگه رو گم کرده بودن و بعد همدیگه رو بغل میکنن و میشینن به گریه.

 پاکستان: یه نامه به سازمان ملل میفرسته که این تسهیلات اصلا مال من بود اما چون رئیس شعبه هندی با مشتری فامیل دراومد حق منو دادن به اون.

 افغانستان:دوتا گوشای رئیس شعبه رو میبره میزنه به دیوار جهت عبرت آیندگان.

 ایران:مشتری زنگ میزنه به بازرسی و میگه آقا این رئیس شعبتون داره به ائمه فوش میده، رشوه میگیره ،معتاده ،منو بسته به مشت و لگد.تازه پدر جد بابای دخترخاله عموش هم میشناسم که یه خلافکار بوده.


ادامه فرمايشات
+ فرموده شده در  یکشنبه بیست و سوم آبان 1389ساعت 0:45  توسط میر مهدی گل آرا  داغ کن - کلوب دات کام

همانگونه که مستحضر میباشید هر پدیده ای که از نقاط ضعفی برخوردار باشد میتواند تحت آسیب شناسی قرارگیرد ُولیکن ما بسیار گشتیم دنبال چنان پدیده ای که آسیب شناسیش آفتابه برروی اصاب بی صابمان برندارد کلافهو مجبور نباشیم اوقات بی قدرمان را با پاسخگوئی به استیضاحات متعدده و صدالبت که بسیار ریزبینانه ُکارشناسانهُ موشکافانه ُفیلسوفانه ُعارفانه و نهایت منصفانه و بلامغرضانه ُبیمقدارتر نمائیم و لیکن هرچه گشتیم نبود تونیز مگرد که نخواهد بود!!!حال چرائیش را اندی توضیح خواهیم داد ُاندی دیگرش را هم خود استنتاج نمای بل برفرض محال رستگار گردی هرچندچشمم از تو یکی دیگر هیییچ آب نمیخورد حف هم نباشد لوففا" ُهمانکه فرمودیم ُرف پی کارش.

حساب کن که فرضا  بی پدرومادر ترین  فرد این کره خاکی یعنی سرورعزیزم جناب هاچ زنبورعسل مرتکب خبطی فاحش شده و حقیر نیز بخواهد این خبط را آسیب شناسی نماید.حال گیریم که همان عزیز دل عمولی ُپسرخاله ای ُپسرعموئی ُبرادر صیغه ای یا شیری ویا رفیقی شفیق و بهترازجان و یاامثالهم نداشته باشد که تعصبش بروی واجب گشته و خون راقم بر وی حلال شودو به قول معروف خودخودناکسمان قارچ مطلق بوده باشد ُباز خدارا چه دیدی ُهیییییییییییچ بعید نیست که فردا پس فردا بزند مادر فلان فلان شده اش پیدا شود و تازه دخترعموی تنی ملکه هم از آب درآید که آنموقع دیگر الاغ جان رابیاور و باقالی جان را بار کن!!!!حتی شاید تا آن زمان این دودخترعمو سایه یکدیگررا با تیرو کمان هم میزدند ولی از وختی ما لب به آسیب شناسی بگشائیم ُچنان  عمقیزی قوربانون اولوم میگردند که حتی عشاق اسطوره ای هم بحالشان حسادتها ورزند.یا مثلا اگر خدای ناکرده خدای ناکرده ٰبخواهیم ازکسی خوشمان بیاید و تعریفی از وی بکنیم ٰچشمانتان روز بد نبیناد انشاءالله که هنوز خیلی جوانیدٰ دیگر گناهی ازاین کبیره تر نمیتوان یافت ٰگویا ما در این مملکت مالیات نمیدهیم و حقوق اجتماعی نداریم ونبایست احدی را بحبیم یا ببغضیم چون که حب و بغض نیز جزو زیر شاخه های حقوق اجتماعی بوده و بهره مندی از آنها نیز لیاقت میخواهد همراه با درایت.

میبینی از حسین پور تعریف مینیم به مذاق حسن پور خوش نمی آید ٰاز زمین خوشمان می آید به آسمان برمیخورد ٰ  از علی میگوئیم  ولی افسردگی میگیرد ٰو جالب اینکه همانهائی که تمجید نمیشوند  با تمامی کثافت معده ای که دارند در یک مقایسه بسیار بسیار مخصوص چنان خودرا همتراز با آن یکی دسته و حتی برتر از آنان میدانند که عرق شرم بر پیشانیمان مینشیند که چرا تابحال از اکتشاف این موجودات خارق العاده غافل بوه ایم!!!

این بود که صلاح بر آن دیدیم که حوزه آسیب شناسی خود از انس و حیوان خارج نموده و بر حوزه جماد و نبات داخل نمائیم که هرچند حالش کمتر باشد ولیکن ضدحالش هم بیشتر نخواهد بود هرچند احتمال آن میرود که برفرض آن جماد یا نباتی که میخواهیم آسیبش را بشناسانیم جزو مایملک خاااااااارزاده پدر جد دخترخاله رستم دستان باشد ولیکن چون امکان اینیکی کمتر بود و مانیز بهرحال باید آسیبی گیر می آوردیم که بشناسیمش وگرنه خارش تنمان خوب نمیشد ٰ از طرفی هییییچ تخصص دیگری هم درهیچ زمینه ای  نداریم اللا شناخت هندوانه ُلذا کسی بهتراز همین هندوانه خودمان گیر نیاوردیم که آسیبش را بشناسیم و بشناسانیم و رستگارگردیم ولیکن چون دراین باب قبلا هم افاضات فرموده بودیم و ارشادات فراوان چنانچه هنداوانه شناسانی بس خبره و کارآمد تربیت نموده ایم ُ لختی با خود تفکرنمودیم و برخودندادادیم که ای عمولی عمل تکرار هجو باشد و بیهوده و بس عبث Tornadoکه هرسه فعل از وجود مبارکت بس بعید باشد پس ازبرای چه خواهی که عبثکارگردی نکن اینکاری زشته عیبه بده که درجواب بر ندای خود گفتیم هیچ و عبث نخواهیم نمود ُپس بیخیال تکرار مکررات گشتیم و از توضیح واضحات اقبل صرفنظر فرمودیم پس توصیه همی نمائیم آنانکه قبلا نخوانده اند ازآنانکه خوانده اند سوال کنند و آنانکه خوانده اند برآنانکه نخوانده اند جواب دهند تااینگونه فتح بابی نیزدر حیطه سوال وجواب  گرددٰکه بسیار برایتان مفید بوده و انتفاع مزید خواهید برد.

زیاده عرضی نیست ُفقط بخداوند متعال میسپاریمتان و دیگر شرمان را کم میفرمائیم.

خورده فرمایشات ۱):فروشگاه آرایشی -بهداشتی سویل تا چندروزدیگر توسط خاندائی جان سویل در آدرس خیابان خیامُ خیابان شهریار -روبروی گالری توت فرنگی -جنب فروشگاه سلطانُ پذیرای نورچشمیان عسییییس ترازجان خواهد بود انشاءالله شاید مراسم افتتاحیه و شیرینی کوفت کنیی هم درنظر گرفتیم فهلا نمیدانییییییم.

خوده فرمایشات ۲):شرح یک تصویر!!!

ازچپ براست نسیم گل آور-سویل گل آرا- بهرنگ گل آور

نسیم درست یه روز بعد ازسویل تو همون بیمارستان و تحت نظر همون پزشک بدنیا اومد و اتاقی رو که ماخالی کرده بودیم بهشون دادن.حالا با این رضا گل آور یعنی بابای نسیم و بهرنگ کم تشابه داشیم کم بدبختی داشتیم این یکیم روش!!!از وختی تئاتر کار میکردیم همه عوضی میگرفتن به اون میگفتن رضا گل آرا بمن میگفتن مهدی گل آور یا مثلابه اون میگفتن مهدی بمن میگفتن رضا ُتا اینکه اون رف تو بانک استخدام شد من رفتم کارخونه ُمردم یوخورده راحت شده بودن به اون میگفتن همونیکه تو بانکه بمن میگفتن همونیکه توکارخونس ُاز قضا اومد مارو ارشاد کرد رفتیم تو بانک باز مردم گیج زدن ولی بازیه نقطه غیر مشرک داشتیم اون متاهل بود و من مجردهمین بود که به اون میگفتن همونیکه متاهله ُبمن میگفتن همونیکه مجرده ُباز زد مام شدم قاطی مرغا ُبروبکس دیگه حسابی قاط زدن چون هم خانوم اون تو بانک ملی بود ُهم همسرجان من ُبعد اونا صاحاب بچه شدن باز یه وجه افتراقی پیش اومد اما باز الان اوضاع شیرتوشیر شده ودیگه هممه چی عین هم شده ُحال میکنی تفاهمو؟!حالا همین رضا بود که مارو خانیفاته دارمون کرد ُچون خانومش با همسرجان هم همکلاسی بودن هم همکار.خلاصه جریانات زیاد داریم با این آق رضا که خودش یه پست مفصل میخوادُفهلا همینارو داشه باشین فضولیم کردی نکردی


ادامه فرمايشات
+ فرموده شده در  جمعه چهاردهم آبان 1389ساعت 1:5  توسط میر مهدی گل آرا  داغ کن - کلوب دات کام

چرا عاقل کند کاری

که باز آرد پشیمانی؟!

هیچوقت نگفتم انسان جایزالخطاست چون این بمعنی صدور مجوز برای خطاکاری محسوب میشه ُولی میگم انسان ممکن الخطاست یعنی اینکه مجاز نیست خطا کنه اما ممکنه که خطائی بکنه و همیشه یکسر هرخطائی رسوائی ُ پشیمانی و از این قبیل چیزهاست ُمعتقدم آدم وقتی خطائی مرتکب میشه بستگی به میزان خطا باید چنان تنبیه بشه که هیچوقت یادش نره و دیگه تکرار نکنه ُحالا ممکنه این تنبیه خودبخود از طرف دیگران و یا طبیعت اتفاق بیفته ُاما اگر نیفتاد آدم باید خودش خودشو تنبیه کنه.منهم منتظر بودم که یک گوشمالی اساسی تجربه کنم که دیگه هیچوقت یادم نره که نباید از این غلطا بکنم و اولین رو با تمامی خاطراتش به امید دومی ...

بگذریم توضیح خواهم داد ُچون خواستم اینطور بین المللی آبروی خودمو ببرم که دیگه عمرا جرات نکنم حتی همچین فکرائی بسرم بزنهُ چون اولین ها همیشه خاطره هستند.

زیاد شنیده بودم شرح حال مردائی رو که زن دوم میگیرن و بعد به گ...ه خوری میفتن ُوهمیشه ملامت میکردم چنین کسانی رو ُبعضا دنبال ریشه یابی این عمل میرفتم و به این فکر میکردم که یه آدم چرا باید چنین کاری بکنه و برا خودم دلایل زیادی استخراج کرد بودم که گاها قانعم میکرد و گاهی نه.مثلا بعضی از آدمها در اثر طلاق عاطفی یه همچین کاری میکننُ یعنی با اینکه باهمدیگه زیر یک سقف زندگی میکنن اما هیچ ارتباط عاطفی درستی باهم ندارند ُبعضیا بخاطر مسائل +۱۸ سال یه همچین غلطی میکنن ُبعضیا اصلا مرض روانی دارن و تنوع طلبن ولی درهرحال اکثر این آدما یه روز پشیمون میشن و به این نتیجه میرسن علیرغم تمامی کمبودهائی که داشتند اما اولین همیشه خاطره بوده و بهترین و نباید مرتکب چنین کاری میشدن ُحالا بعضیاشون زود متوجه میشن و مثل من از وسط ضرر برمیگردن اما بعضیام همچین تا خرخره تو منجلاب میفتن که دیگه هیچ راه برگشتی براشون نمیمونه.

من خودم اعتراف میکنم هرچند کمبود های جزئی احساس میکردم اما اصلا تصمیم درستی نگرفتم ُراستش همش بخاطر اینترنت بود ُچون گاهی بیرون از خونه مجبور بودم با گوشی کانکت بشم و وختی با همراه اول کانکت میشدم آخر برج یه قبضی میومد اونسرش ناپیدا.این بود که به فکر دومی افتادم و ایرانسل اعتباری گرفتم ُاما یکی دوماه بعدش دیدم هم قبضام همون مبلغ قبلی میان البته با تفاوت خیییلی جزئی که قابل صرفنظر بود و هم اینکه هرهفته کلی پول شارژ میدم ُتازه نرخ ایرانسلم که ماششششاله هزار ماشششالله سربفلک میذاره ُاین بود که در یک تصمیم کبری با خودم عهد کردم سیم کارت دومو بیخیال بشم و به همون اولی وفادار بمونم.

الان بعد از خرابی بصره به این نتیجه رسیدم و اعتراف میکنم که "هیچ کس تنها نیست با همراه اول" اما ایکاش همون اول به این حف گوش میدادم و اینهمه خودمو زابراه نمیکردم که الان یه دونم گوشی بدردنخور مونده رودستم چون ازوختی سیم کارت ایرانسلو دیلیتش کردم دیگه گوشی دومم بدرد نمیخوره.

خورده فرمایشات ۱):کسانی که هنوز افکارشونو اصلاح نکردن و زودی فکرای منحرف میکنن برن یه فکری بحال خودشون بکننُ چون خباثت از سر تا پاشون میباره.

خورده فرمایشات ۲): هرکی درهنگام خوندن متن زیاد فوش داد زودی بره دهنشو آب بکشه بیاد.

خورده فرمایشات ۳):هرکی بعد از تموم کردن متن فوش مادر خار داد بره دهنشو سه بار آب بکشه ُیه بار بخاطر فوشائی که بخودم داده یه بار بخاطر فوشائی که به ننم داده ُیه بارم بخاطر فوشائی که به خاااارم داده.

خورده فرمایشات ۴):هرکی هرچی گفت خودشه.

خورده فرمایشات ۵):هرکی هم ادعا کنه که از همون اول قضیه براش لو رفته و میدونسته که چه خبره ُباید بدونه دروغگو دشمن خداست ُپس زود بره و توبه کنه.

خورده فرمایشات ۶):هرکی هیچکدوم از شرایط پنجگانه بالارو نداره مطمئن باشه که یه چیزیش هست و اصلا احساس محساس حالیش نیس پس هرچه زودتر خودشو به یه دکتر نشون بده.

خورده فرمایشات ۷):هرکی هم هنوز اینجوریه برگرده و دوباره ازاول بخونه ُدست به آیکیوهاتون نزنین.

خورده فرمایشات ۸):خودمونیم پن دیقه عجب تفریحات سالمی فرمودیما ُخداوند مارو براتون نیگه داره ایشاللهُ بگو ایشششششششششششالله.

خورده فرمایشات۹):زت عالی زیاد.


ادامه فرمايشات
+ فرموده شده در  جمعه هفتم آبان 1389ساعت 14:11  توسط میر مهدی گل آرا  داغ کن - کلوب دات کام

9y1ghz9y62ipw1faea98.jpg

به گزارش عمولی نیوز به نقل از یک منبع آگاه امروز صبح یک نوزاد یکروزه در یک کلاس زبان انگلیسی حاضر شده و به تدریس مشغول شد.این منبع آگاه که محمدعلی احمدپور نام دارد و اکیدا خواست که نامش فاش نگردد گفت این مدرس زبان انگلیسی دیروز طی مراسم نه چندان مفصلی ورود به سی و هفت سالگی خودرا جشن گرفته و پس از فوت کردن سی و هفت عدد شمع بر روی کیک تولدش و دریافت هدایای حاضرین ُمجلس را به قصد رختخواب ترک نمودتا صبح زود بتواند بموقع از خواب بیدار شده و بدون تاخیر سرکلاسش حاضر شود.گفتنی است دانش آموزان کلاس نیز با بیاناتی چون "هپی بیرس دی تو یو " و "د بست آو می فور یو" در اولین صبح سی و هفت سالگی این نوزاد یکروزه این اتفاق خجسته را گرامی داشتند.

طبقه بندی:عکس و مطالب باحال

+ فرموده شده در  شنبه دهم مهر 1389ساعت 20:44  توسط میر مهدی گل آرا  داغ کن - کلوب دات کام

اولندش عید هممممممممه آقایون و پدرها اعم از قدیمی و تازه بدوران رسیده مثل خود خود ناکسم مبارکباد.دیمندش اونائی که هی غرمیزنن چرا آپ نمیکنم الانم بجای اینکه بخاطر طولانی بودن این پست غربزنن ُچن قسمتش کنن و هرروز یه خوردشو بخونن تا آپ بعدی ُُسیمندش همیشه وختی روز پدر میرسه یاد روزائی میفتم که برا مرحوم آقام یه کادوهائی میگرفتم که حسابی حال کنه و کلی خلاقیت بخرج میدادم ُمثلا میدیدی یه ش*و*ر*ت قرمز رنگ واسه نن جونم خریدم !!!خب باباهه حالشو میبرد دیگه ژیگووووولبعدشم باباهه با یه لبخند عاقل اندر سفیه یه کوپیولی (پدر سگ)نثارمون میکرد و صب که ننه باچشای پف کرده و خواب آلود!!!!بلند میشد میگفت الهی خدا یکی مثل خودتو بذاره جلو چشتمیدونم تا اینجاش شاید واسه نورچشمیای قدیمی یوخورده تکراری بود اما مقاصد دارم از عنوان کردنش اونم اینکه همونطور که میدونین بالاخره دعا یا شایدم نفرین نن جون گرفت و با این شاگردجان عزیزترازجان پیمان مقدس زناشوئی بستیم که تنها تفریحات سالمش اینه که صب تا شب سرکارمون بذاره و به ریش سفیدمون بخنده و تا الان که اینجا نشستم حتی یدونه عمل سرکاری تکراری نداشته و همممممش با خلاقیت و نوآوری همراه بودهُ طوریکه دیگه تموم بروبچز و رفقای قدیمی انگشت بدهن موندن که  یکی هم پیدا شده و اینجوری رو دستمون زده! ولی خدارو چه دیدی بارها بهم ثابت شده که قصاص برا قیامت نمیمونه و دس بالای دس بسیار است!!!آقا من خودم عمرا فکرشم نمیکردم یکی پیدا بشه و این شاگردجان تخس نازنین رو بیچارش کنه آمممممممممممما از وختی سویل بدنیا اومده این شاگردجان دیگه انگار اون آدم قبلی نیس ُگیر یه تخس ترازخودش افتاده که نگونه خواب داره نه خوراک نه زندگیُاونقدر هم خانوم شده که آدم روش نمیشه دیگه بهش بگه شوفر شاگردبا اینکه میگن وختی یه مادر بچه بدنیا میاره تموم اعمالش تسویه میشه و حالا کاری ندارم که این وسط چرا چیزی به پدره نمیرسه ؟خب بالاخره اونم تو این بدنیا آوردن حداقل یه ربعی !!!نقش داشته دیگه ولی ازاینم که بگذریما بعد تولد دیگه وااقعا همممه گناهای مادره دیلیت میشن ومیرن پی کارشون بس که عذاب میکشه بنده خدا ُخدائیش دخترم چه قیافش چه اداهاش اونقدر تخسن که آدم خجالت میکشه سویل صداش کنه و همش فک میکنه باید "بیوک"صداش کنی از اونجائی  که از همون اوایل که تو شیکم مادرجانان زندگیشو آغاز کرده فقط به تغذیه سالم فکر میکنه ُمثلا هیچوخ ما ویار پیتزا و نمیدونم سوسیس و این چیزا نداشتیم ُعوضش همش ویار آبگوشت و کله و پاچه و این حرفا بود ُالانم اصلا با پستونک و این سوسول بازیا کاری نداره و عوضش شاگردجانو کرده پستونک خودش و دائم باید بغل دستش باشه و از همینجاس که بیشتر تیارتامون شروع میشن ُیه وخ میبینی نصف شب بیدار شده و خدمات میخواد ُحالا هم خودش هم شاگردجان هردو خواب آلوده ُنه سویل میتونه تشخیص بده که کجارو باید بگیره و بخوره نه نن جونش یه هو میبینی یه قشقرقی بلند شده تو خونه که بیا و ببین.چن شب پیش بود دیدم شاگردم اومده میگه"عموووووووووو مثل اینکه سویل خوابش برده تورو بوخودا بیا مام بخوابیم یوخورده من استراحت کنم."منم دلم بحالش سوخت و بااینکه هنوز وخت خوابم نبود اطاعت کردم آخه خدائیش خدا هیچ نانجیبی رو بیحال نکنه که آدم خیییییلی جیگرش کباب میشهاصلا تا حالا شاگردمو اینقدر مظلوم ندیده بودمخلاصه رفتیم تو رختخواب و سرمو که گذاشتم خوابم برد و یه هو دیدم یکی میگه "عمووووووووو ساعت چهار صبحه و تا حالا چشمو نتونستم روهم بذارم"آقا مارو میگی مردیم از خنده اونقدر خندیدم که دیگه خواب از سرم پرید ُشاگردجانم  هی میگه"عمو تورو خدا نخند حرصم میگیره"اما چیکار کنم خب ُاون قیافش وااااقعا دیدن داشت آخه.خلاصه ساعت شش شد و رفتم سرکار و ساعت نه بود که دیدم زنگ زده و میگه"عموو میدونی کجای کار خنده داره؟الانم خانوم دلش بازی میخواد" و بدین ترتیب تا وختی از سرکار برگشتم دیدم طفلک شاگردم اصلا نخوابیده و سیما قاطی ُسویل هم راااااااااااااحت پاهاشو انداخته روهمدیگه و قشنگ خوابیده.شاگردم میگفت این حالتش دیگه آخر رارفتن رواصابه. البته این کار همیشگیشه ها ُهردوتامونو که قشنگ زا برا کرد و اصاب هردوتامون خورد شد اونوخ حالش جا میاد وبیخیال و راحت میگیره میخوابه و خوابای خوش میبینه

یا مثلا وختی میخوام یه کلوم با شاگردم سلام علیک کنم یا مثلا دستشو بگیرم ُخوب زنمه دیگه حلالیم بهمدیگه ُنمیدونم فک میکنه ممکنه این دوکلوم بجاهای باریک بکشه و روسرش هوو بیاد یا چی که باز یک قشقرقی بپا میکنه که مجبور میشیم فورا فاصله قانونی رو رعایت کنیم.

اما خدارو چی دیدی بازم دس بالا دس بسیار است ُهمسایمون یه دختری داره ُوختی میاد خونمون اونقدر بلا بسر سویل میاره  و انگولکش میکنه که اینم از دست اون بیچاره میشه.

حالا هی پشت سر دخترم صفحه نذارین که همش گریه میکنه ها ُنمیدونین وختی تو بغل باباس چه حااااااااااااالی میکنه برا خودش.

دوسه تام که براش ازاون شعرای مخصوص میخونم دیگه کاملا  از خود بیخود میشه و میره تو عالم پپروت.

عروسک بازیشم که دیگه دیدن داره ُوختی عروسکشو میخوابونیم بغلش ُهولش میده که پاشه براش برخصه ُخدا رحم کرده پسر نشده وگرنه معلوم نبود چی بسر زنش میاورد؟بنده خدا باید بیست و چهار ساعته به عواطف آقا پاسخ مثبت میداد.

 دوتا عکسم از مهمونی رفتناش میذارم دیگه شمارو بخیر و مارو بسلامت که الانه دادش درمیادُ عکس اول خونه مادربزرگ پدریشه ُعکس دومم خونه خالش گرفته.

امیدوارم تلافی غیبتهائی رو که تو این مدت داشتم کرده باشم ُهرچند لطف شما نورچشمیان عسیییس ترازجان خییلی بیشتر از این حرفاست و حسابی شرمندتونم ُاما خدائیش تولد سویل یک انقلاب واقعی بود ُانقلاب از ریشه قلب به معنای دگرگون شدن ُواقعا تو این مدت نظم همه چی ریخته بهم ُاز غذا خوردن گرفته تا خوابیدن و بیدار شدن ُسیگارم که تو خونه تعطیله و منم سالهای سال عادت کردم برا هر پست حداقل نصف بسته سیگار دود کنم ُالان بدون سیگار اصلا نمیتونم پای کامی بشینم ُاز طرفی محل خدمتمم عوض شده و تو این قسمت جدید که کارش بیشتر فکریه ُحتی شبام فکرم مشغول کارمه و تا را بیفتم یه چن وختی طول میکشه ُاز اون طرف منی که تو هفته وخت و حوصله یه ساعت مهمون بازی رو نداشتم ُ الان هرروز خدا یا مهمون داریم یا دعوتیم و اصابم از این بابت کلا داغون شده ُولی چاره ای هم نیستازگیام مد شده از هرکی تو روزنامه انتقاد میکنم بهش برمیخوره و خرمو میچسبه منم که با اینهمه مشغله اصلا فرصتشو ندارم باهاش کل بندازم ُمجبور میشم فورا مصالحه کنم و دنبالشو نگیرم  که اینم مزید بر علت شده که حداقل هفته ای یه بار کلی ازوختم صرف حل و فصل این چیزا بشه.ایشالله میگن تا چهل روز بچه به این دنیا عادت میکنه ولی من فک میکنم خودمون تا چهل روز باید به این وضع عادت کنیم و بعدش ایشالله همه چی برمیگرده به روال عادیشُ بیاد هر تک بتکتون هستم و باخوندن کامنتاتون هم کلی انرژی میگیرم و هم کلی شرمنده میشم و کلی هم افسرده که نمیتونم مثل سابق وبگردی کنم.اما انگار شرایط داره کم کم عادی میشه و انشاءالله بزودی بازم مثل سابق رختخوابمو تو نت پهن خواهم کرد.فهلا خودافیییییییییس

خورده فرمایشات ۱):امان از حواس پرت که اصلا یادم نبود بگم کتاب یکی از نورچشمیام چاپ شده و میتونین از اینجا تهیش بکنین

خورده فرمایشات ۲): گلپر پر اما امیدوارم هرچه زودتر یه خبری از خودش بده.

+ فرموده شده در  شنبه پنجم تیر 1389ساعت 8:36  توسط میر مهدی گل آرا  داغ کن - کلوب دات کام

به گزارش واحد سونوگرافی بیمارستان شمس تبریز در تاریخ 89/02/29 سویل گل آراء در تخت پادشاهی خود واقع در عشق آباد بطن مادر جانان کماکان به عیش و نوش و صفا سیتی بندر مبادرت داردٰبه گزارش این واحد وی هم اکنون حدودا در 36 الی 37 هفتگی بسر میبرد و وزن تقریبی وی 2کیلو و 800گرم میباشدٰ -پدرسگ انگشتشم گذاشته بود تو دهنش و چه دلی از ننه  بابا میبرد انگاری دوربین موربینارو دیده بود جوگرفته بودتش فکر میکرد از صدا و سیما اومدن ازش فیلمبرداری کنن چه افه ای میومد-بنابه اظهارات پزشک معالج گویا در سنجش عمر وی با سونوگرافی های قبلی اختلاف نظر اندکی وجوددارد و بااین حساب باید حدود هفت الی ده روز دیگر منتظر تولدش ماند.لازم بذکر است سویل گل آراء کلا خییییییییییییلی با حوصله و ناز تشریف دارد چون تقریبا ۷ سالی طول کشید تا از عالم ذرع به عالم بطن قدم رنجه نموده و اکنون نیز بدین سادگی حاضر به ترک عالم بطن نبوده و همچنان از وارد نمودن ضربات اساسی مشت و لگد به بطن مادر جانان متلذذ میگردد.و بااین نازوصبری که دارد خداوند بداد شوهر آینده اش برسد انشاءالله که تازه باید بعد از کلی ناز کشی ومنت کشی عروس خانوم رضایت پدر ندید بدید و تازه بدوران رسیده اش راهم جلب نماید.

بنابه گزارش روابط عمومی خانیفاته بسیار کوچک عمولی چند شب پیش شوفر شاگرد عمولی در ساعاتی بعد از نیمه شب عمولی را صدا میکند و میگوید:

"عموووووووووو عمووووووووووو عمووووووووووووو توهم گرمته؟؟!!"

و عمولی که هراسان و خواب آلوده از خواب بیدار شده بود درهمان حالت بین خواب و بیداری درکسری از ثانیه با مشاهده اتاقی که دمایش نزدیک به یک سردخانه پیشرفته بود و همچنین آثاری از دردو سوزش در گلوی همایونی متوجه میشود که ظاهرا فشار شاگردجان بالا رفته است ٰ ولی  در وحله اول این فقط یک فرضیه محسوب میشد ولاغیر ولی پس ازاندکی تفحص کاشف بعمل آمد که نصف بیشتر باقلوای استانبولی شیروعسلی پیتزاشکلیکه عصر همان روز خریداری گردیده بوده توسط شاگردجان تو رگ زده شده و کلی هم حالش برده شده است و این یعنی تورگ زدن چیزی حول و حوش نیم کیلو باقلوای بسیار مقوی و پراز مواد گرمی زا که پس از اثبات صحت این فرضیه فشار مربوطه با قدری(یک شیشه)آبلیمو و اندکی(یک سطل)ماست گوسفندی بجای اولیه خود بازگشت ولی ساعاتی دیگر زمانیکه اوستا بقصد محل کار آماده ترک منزل شخصی بوده درکمال حیرت و تعجب وی شاگردجان به او پیشنهاد میکند که:

"عموووووووووو عموووووووووووو عمووووووووووو میخوای این یدونه روهم نصف کنیم تو هم بخوری؟؟؟!!!!!"

و من:"جانننننننننن اونوخ"؟!

و این بدین معناست که نیم کیلوی باقی مانده هم تا همان ساعت توسط شاگرد عزیزترازجان به همان رگ اشاره شده زده شده و فقط یک قاچ از آن باقی مانده بوده است که در مورد بخشش نصفی از آن یک قاچ شاگردجان دچار تردید شده و متوسل به عمل بسیار بسیار مستحب  نظر سنجی گردیده بود چون شاگردجان هم جزو طرفداران پروپاقرص دموکراسی خانوادگی بوده و در تمامی زمینه ها از نظر سنجی و تصمیم گیری مشارکتی استمداد میجوید.

واینک مشهور اخبار:

در مطب پزشک معالج از یک واقعه بسیار کم نظیر و باورنکردنی درحدتیم ملی باخبر شدیم واقعه ای که شاید یک در میلیارد اتفاق بیافتد ٰماجرا ازاین قراربوده که زوج خوشبختی که بسیار اصرارداشته اند تولد فرزندشان بصورت طبیعی باشد در اواخر هفته چهلم هنوز با ناز و کرشمه فرزند خودمواجه گشته و متوجه میشوند که فرزند نامبرده حالا حالاها قصد بدنیا آمدن ندارد و پزشک مربوطه پیشنهاد میکند که فی الفور تحت عمل سزارین بچه را از شکم مادر خارج کنند ولی از طرف ایشان اصرار و از طرف زوج خوشبخت انکار تااینکه زوج خوشبخت تصمیم میگیرند با مسئولیت خودشان ازعمل سزارین اجتناب نموده و تا زمان زایمان طبیعی بچه را در بطن مادر نگهداری کنند و علیرغم هشدارهای جدی پزشک که در اینصورت ممکن است بچه مرده بدنیا بیاید مطب را ترک کرده و حدودا یک ماه و نیم بعد از آن دوباره مراجعه میکنند و رضایت خودرا برای عمل سزارین اعلام میدارند البته آنهم از سر ناچاری ٰو پزشک مربوطه پس از انجام معاینات لازم درنهایت شگفتی متوجه میشود که بچه هنوز درقید حیات تشریف فرماهستند و پس از انجام عمل سزارین با کودکی همراه باناخنهای بسیار بلند درحد مانیکور و بدنی پراز مو مواجه میشوند که گویا در بطن مادر به خوبی و خوشی مشغول تفریحات سالمه بوده است و با گریه  و غرزدنهای مکرریgirl_cray2.gif که بعد از بدنیا آمدن براطرافیان گرامی رواداشته این واقعیت را به اثبات رسانیده است که به هیچ عنوان حاضر به ترک محل قبلی خودنبوده و خیلی هم خوش بحالش میگشته است.

واحد مرکزی خبر-عمولی نیوز

وآممممممممممممممما خادوی عمولی که قراره بعد از بدنیا آمدن سویل به شوفر شاگرد گرامی همراه بابهترین آرزوها و عخش تقدیم بشه ...ُفهلا عکس کادوپیچی شدشو  اونم فقط از یک زاویه میذارم اینجا چون چی؟؟؟؟؟؟مرذ دارم بعد از بدنیا اومدنش رونمائی خواهم کرد تااونموقع هرکی تونست حدس بزنه به بروبچز میگم سرصف یه کف تپل براش بزنن

خورده فرمایشات ۱):شنیدی میگن طرفو از دربندازی بیرون از پنجره وارد میشه؟این همون کسیه که نظرات اینجارو بسته بودم کلهم پستهای قبلی رو هم گذاشته بودم تو آرشیو بازم میومد اینجا کامنت میذاشت!!!حالا چه جوری؟خب معلومه بسختی

 دسته بندی:عکس و مطالب باحال+سزارین+باقلوای استانبولی+زایمان طبیعی+مطالب عجیب

 

+ فرموده شده در  جمعه سی و یکم اردیبهشت 1389ساعت 0:14  توسط میر مهدی گل آرا  داغ کن - کلوب دات کام

 

من یک جنتلمن بدنیا اومدم

untitled.bmp

و زندگی خیلی مرفهی داشتم

baby-2008_%28184%29.jpg

کارم فقط خوردن و خوابیدن بود

baby-2008_%28172%29.jpg

گاهی اوقات هم ازرویاهام برای مادر بچه ها تعریف میکردم و اون باعلاقه گوش میداد

bi958631.jpg

ما با بچه هامون زندگی خیلی شیرینی داشتیم

1064-03-2085315827-baby-cups.jpg


تا اینکه یه روز یک دوست یه کلاه خیلی بزرگ گذاشت روسرم

baby-2008_%28183%29.jpg

و من برای اولین بار تو زندگیم زمین خوردم...

بقیشو میتونین اینجا ببینین پس فهلا خودافیس 

نظراتتونم همونجا بذارین لوففا ُکامنتدونی اینجارو چون مرذ داشتم بستم

دسته بندی:عکس باحال+مطالب باحال+عکس نی نی +عکس جیگر

+ فرموده شده در  سه شنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1389ساعت 20:22  توسط میر مهدی گل آرا  داغ کن - کلوب دات کام

مضرات زنان زيبا براي سلامت مردان

خبرگزاري فارس: دانشمندان اعلام كردند ملاقات با يك زن زيبا مي‌تواند براي سلامت شما مضر باشد.

به گزارش "سرويس فضاي مجازي " خبرگزاري فارس و به نقل از منابع اينترنتي، تلگراف نوشت؛ نتايج يك تحقيق در دانشگاه والنسيا نشان مي‌دهد كه ملاقات با يك زن زيبا باعث افزايش هورمون استرس موسوم به كورتيزول در بدن انسان مي‌شود.
اين هورمون تحت تاثير استرس‌هاي فيزيكي و رواني در بدن انسان توليد مي‌شود كه مي تواند در نهايت منجر به بيماري‌هاي قلبي شود.
براي بررسي اين موضوع ، محققان از 84 دانش‌آموز مذكر خواستند كه هر كدام در يك اتاق نشسته و مشغول حل يك پازل شوند.در اين اتاق دو غريبه كه يك مرد و يك زن هم بودند نشسته بودند.
دانشمندان متوجه شدند زماني كه فرد غريبه مونث اتاق را ترك مي‌كند و دو مرد در كنار يكديگر باقي مي‌مانند ميزان هورمون استرس آ‌ن‌ها تغييري نمي كند ، اما زماني كه فرد مذكر اتاق را ترك مي‌كند ، ميزان هورمون استرس در شخص افزايش پيدا مي‌كند.
كورتيزول در دوزهاي كوچك مي‌تواند تاثيرات مثبتي در بدن داشته باشد و ميزان هوشياري و سلامت كلي بدن را افزايش دهد .اما در صورتي كه اين هورمون به طور مداوم در بدن انسان باشد مي‌تواند منجر به بروز بيماري‌هاي پزشكي مانند بيماري‌هاي قلبي ، ديابت و فشار خون بالا شود.

باتشکر از دوست عزیزی که لینک این خبرو برام ارسال کرده بود.اما این خبر چه ربطی به بحران اقتصادی جهانی داره؟!توضیح میدم خب.

اولا اینکه وختی این خبر در کل جهان منتشر بشه دیگه هیچ مردی حاضر نمیشه یه زن زیبارو حتی نگاه بکنهو بدین ترتیب بزودی بازار هلو و جیگر و بیتامین ث کساد میشه ُاون هلو نه ها این هلو همون  که میگن هلوبرو تو گلو ُفدات بشم عسییییییییییییییسم ُ عاشقتم هنووووووووووووسم و این حفاو بهمین ترتیب شیش سیخ جیگر سیخی شیش زار میشه وایییییی چه شود؟!بهدش بازار ماشین و کلهم کارخونه هاش میخوابن چون دیگه لازم نیس برا سوار کردن یه هلو کلی زحمت بکشی و ماشین مدل بالا گیر بیاری ُبا همین فرغون شهرزاد خانوم میشه صد تا صدتا سوارشون کرد و حالشو برد ژیگووووووووووول.بعد دومین صنفی که از نون خوردن میفته صنف لوازم آرایشی و آرایشگر و زیبائی و جراحی پلاستیک و ایناس چون دیگه هیش کی حاضر نیس هلو بشه و استرس بوجود بیاره و هرکی هرچی سیبیل کلف تر همونقدر عزیزتربزازا و خیاطا و کلهم لباس فروشیام بهمین ترتیب تهطیل تا میرسه به صنفائی که لوازم مردونه میفروشن و تولید میکنن و کلی به جیب میزنن ُحالا که دیگه هلوئی توکار نیس کسی هم دلش نمیخواد یه هلو تور کنه یا یه شیش سیخ جیگر بزنه تورگ دیگه بفکر تیپ و کت و شلوار و لباس اسپورت و این چیزا نیس که دیگه عزیز پس کلهم این سری مشاغلم تهطیل ُحالا حساب کن اینهمه آدم از نون خوردن بیفتن چی میشه ؟دیگه کسی نه سینما میره ُنه میوه میخره ُنه پارک میره ُنه دنبال رستوران شیک میگرده چون پول نداره ُرفته رفته اون یکی صنفام دونه دونه چی ؟تخته میکنن خوب همه چی رو که نباس من بگمُ  یوخوردم خودت فک کن.و بدین ترتیب کل اقتصاد جهان فلج خواهد شد.

پس چاره چیست عزیزان؟این سوالیست که در طول دو سه شبانه روز گذشته بارها و بارها از خود پرسیده ام و هرچند به پاسخهای نسبتا قانع کننده و راه حلهای خوبی هم دست یازیده ام ولیکن شما نورچشمیان عزیزترازجان و روشنفکران برحق این کره خاکی را بدین چالش فراخواندم تا دست دردست یکدیگر عقلهای کاملمان را برروی همدیگر جمع نموده غصه هارا از همدیگر تفریق ُمشکلات را اززیر رادیکال خارج و شادیهارا باهمدیگر....

نه با ولش اینو نمیخواستم بگم که  ُمیخواستم بگم که به بهترین راه حل ارائه شده جایزه ویژه ای تعلق خواهد یافت و لیکن توصیه های ایمنی تا رفع کامل این بحران احتمالی:

خانومهای محترمه ُمکرمه و معظمه:

۱) دودستی بچسبین به آققاتونبغلو قدرشونو بدونین که این توبمیری ازاون توبمیریا نیمشغول تلفن

۲)تامیتونین جلو زبونتونو بگیرین و غر نزنین

۳)هرچقدر میتونین خودشیرینی بکنین

۴)گاهی اوقات لحظات رمانتیک خلق کنین

۵)به روزنومه خوندن آققایون گیر ندین

۶)هربلائی که آققای خونه سرتون آورد connie_caveman-1.gifمثل مامان اوشین دستاتونو بذارین رو سینه و فخط بگین آقا تورو بوخودا خودتونو ناراحت نکنین برا قلبتون ضررداره عوضش هرچی دلتون میخواد منو بزنین

۷)مکالمات تلفنیتونو به حداقل برسونینhelp.gifهی زرت و زرت نشینین پشت تلفن از اکرم جون و مهنازجون غیبت کنین پاشین به آققاتون برسین

۸)هی درنرین خونه مامانم اینا.

۹)زبون درازی به نحوای کان موقوف.

۱۰)هرروز یه غذای جدید یاد بگیرین و اونقدر تو آشپزخونه بمونین که مزه چلوکباب بدین

۱۱)همین الان بیکی از توصیه های بالا عمل کنین و بکارتون ایمان داشته باشین چون شما دارید به یک مسئله جهانی فکرمیکنید و میخواهید دنیارو از بحران نجات بدیدُشما میتونید.چن بارم این جملات رو باخودتون تکرارکنین.

۱۲)عوض اینهمه زحمت برین اون دانشمنده رو گیرش بیارین و از وسط جرش بدین که بیاد اهتراف کنه همه حفاش الکی بوده.فک کنم این یکی از همش راحتتره نهههههههههه؟!

+ فرموده شده در  شنبه هجدهم اردیبهشت 1389ساعت 19:46  توسط میر مهدی گل آرا  داغ کن - کلوب دات کام

عکس های مراسم انتخاب زیباترین زن سال ۲۰۰۹رو  اینجا ببینین فایده ای هم نداره اگه بگم زیر ۱۸ سال کلیک نکنن چون فقط همونا  کلیک میکننپس فخط میتونم بگم یوخورده با چشم خواااااااااااااااهر مااااااااادربزرگ نیگاشون کن

دسته بندی:عکس باحال+عکس خنده دار+عکس طنز+تصاویر طنز

+ فرموده شده در  دوشنبه سی ام فروردین 1389ساعت 21:57  توسط میر مهدی گل آرا  داغ کن - کلوب دات کام

 

دیدی ایدل که غم عشق دگربارچه کرد

 چون بشد دلبر و با یار وفا دار  چه كرد

اکنون که این مطلب را مینگارم نه احساس شرم دارم و نه عذاب وجدان و نه بیمی از آنکه همسرم از موضوع مطلع گردد.چرا که عشق نه باعث شرم انسان است و نه مایه تنزل او بلکه والاترین مقام هر انسانی عشق است.حتی در چنین ایامی که فرزند دلبندم هرروز در شکم همسرم رشد میکند و زندگی میکند باز شرمی از عاشق شدن ندارم .شاید بگوئی که سر پیری و معرکه گیریست اما از سخن تو نیز باکی ندارم .عاشق باید که رسوا شود.

همه چیز از یک قرار ساده وبلاگی شروع شد.بار اول که دیدمش بسیار عجله داشت که برگردد.چند روز قبل از آن برایم یک پیغام خصوصی گذاشته بود که به تبریز آمده و چند روزی خواهد ماند و شماره موبایلش را هم برایم گذاشته بود ولی افسوس که من آنموقع بهمراه همسر مهربانم در انزلی بودم ولی تماس گرفتم و اطلاع دادم که دوسه روز بعد به تبریز برخواهیم گشت و خوشبختانه جواب داد که تا برگشتنم در تبریز خواهد ماند.اولش ابدا فکر نمیکردم که یک قرار ساده وبلاگی به چنین عاقبتی بی انجامد ولی مگر همیشه حوادث آنگونه پیش میرود که ما پیش بینی کرده ایم؟همسرم هم به هیچ وجه مخالف این دیدار ساده نبود چون اوهم اوسدایش را خیلی باور دارد

موقعیکه به تبریز برگشتیم اولین کارم دیدار با او بود و آن دیدار چند لحظه ای بیشتر طول نکشید اما همان نگاه اول کار خودش را کردهرگز آنگونه زیبا تجسمش نکرده بودمُ کمر باریک ُقد بلند ُچشمان درشت و مشکیُ بسیار شیرین سخن میگفت و هر واژه از کلام شیرینش سحرم مینمودبطوریکه اصلا دلم نمیخواست آن لحظه های شیرین تمام شوند.اما گفت که باید بروددل شکسته.زمانیکه دستش را برای خداحافظی میفشردم گرمای زندگی بخش عشق بودکه سرتا پای وجودم را ذوب میکرد.قبل از آن چیز زیادی از او نمیدانستم فقط همینقدر میدانستم که مجرد است و عاشق کامنتها و متلکهایش بودم اما آنروز با تمامی وجود احساسش کردم.

زمان گذشت...

بعد از آن چند بار فقط مکالمات کوتاه تلفنی داشتیم و چند اس ام اس خیلی ساده و هر بار از خود پرسیده بودم که آیا این همان عشق است؟آیا من درحال خیانت هستم؟اما عشقی که روئیده بود روزبروز قدرت میگرفت و بر ذره ذره وجودم رخنه میکرد و تمامیت مرا تسخیر مینمود و این حقیقتی بود که باید باورش میکردم.آری عاشق شده بودم آنهم باتمامی وجود آنهم درحالیکه همسرم کودکم را در در بطن پر مهر خود پرورش میداد و هرروز نجواهای عاشقانه اورا با فرزندم میشنیدم ُمیشنیدم که بااو سخن میگفت که از خوبیهای من میگفت و میگفت که میخواهد زمانیکه طفلمان بدنیا میاید با صدای مادر آرامش یابد و پدرش را خوب بشناسد و روزهایمان اینگونه پشت سر هم میگذشت اما افسوس که این بار معنی نشد آن جمله معروف که "از دل برود هرآنکه از دیده برفت" و فاصله ای که بین من و او بود ذره ای از عشق من نکاسته بود و هرگز از دلم بیرون نرفته بودتا اینکه چندروز پیش دوباره یک پیغام خصوصی از طرفش داشتم که نوشته بود باز به تبریز آمده.با خواندن پیغامش چنان مست شده بودم که نفهمیدم شب را چگونه به سحر پیوند دادم و از صبح که سرکار بودم تمام فکر و ذکرم او بود.تا ساعت نه بزور جلوی خودم را گرفتم چون نمیخواستم خواب شیرینش را برهم زنم و چشمان زیبای خسته اش را دمی بیازارم تا اینکه بعد از کلی کلنجار بالاخره تماس گرفتم ...

بوق ...بوق ...بوق

اما صدائی نیامد.دوباره شماره را گرفتم اما اینبار باتشویش و اضطراب اما باز صدائی نیامد .دردم هزار فکر و خیال آمد بسراغم ولی چند لحظه ای نگذشته بود که برایم اس ام اس داد که خودش با من تماس خواهد گرفت و چند لحظه دیگر صدای زنگ گوشیم در اعماق وجودم طنین انداز شد و صدای زیبایش را شنیدم.خیلی مختصر و مفید چند کلمه ای صحبت کردیم و قرار ظهررا گذاشتیم ُاز اینکه فهمیدم آنقدری فرصت دارد که میتوانیم ناهار را باهم بخوریم در پوست خود نمیگنجیدم ُانتظار بسر امده بود و لحظه های بسیار خوب و شیرینی انتظارم را میکشیدند.اجازه نمیدادم حتی لحظه ای هم افکار مزاحم و سنتی بسراغم آمده و شیرینی این لحظه هارا برایم خراب کنند.با همسرم تماس گرفتم و به او گفتم که منتظرم نباشد چون با یکی از دوستانم قرار دارم ُاوهم پذیرفت و چیزی نپرسید شاید مدتها پیش از این برق عشق و شوق زندگی را درچشمانم یافته بود و به او گفتم که شاید از دوستم در خانه هم پذیرائی کنم و اگر میتواند خانه را خلوت کند که او معذب نباشد و با سخاوت تمام پذیرفت و همین موضوع کمی وجدانم را تحریک کرد ُچیزی نمانده بود که شرمندگی بر وجودم مستولی شود اما قدرت عشق بسیار فراتر از آن بود و نگذاشت که از تصمیم خود برگردم...

بالاخره لحظه دیدار با تمامی ابهت و زیبائی وصف ناپذیرش فرارسید ُدرست در زیر اقامتگاهش توقف کردم و لحظه ای بعد درب ماشین را به آرامی باز کرد ُبغل دستم نشست ُابتدا برسم دوستی دست همدیگررا فشردیم باز گرمایش تا عمق وجودم نفوذ کرد هنوز مردد بودم که ...اما وقتی که دیدم صورتش را جلو آورد دیگر تردید نکردم ُهمدیگررابوسیدیم و دیگر نفهمیدم که تا رستوران چگونه رانندگی کردم.موقعیکه غذا سفارش میدادم آرزو میکردم ایکاش غذائی بیاورند که هرگز سیرمان نکند و تا دلمان میخواهد آنجا روبروی همدیگر بنشینیم و گفتگو کنیم  . از هردری سخن گفتیم بالاخره غذاهم تمام شد و شکمهای محدودمان هم سیر شد ُ از او خواستم که بخانه برویم اما اجتناب کرددیگر بهانه ای برای باهم بودن نمیافتم که یک آن بخاطرم رسید که یک کافی نت هم در آن نزدیکی وجودداردُ کافی نت تمشک ُهمان کافی نتی که کلی برایم خاطره دارد ُهمان کافی نتی که قبل از آنکه خط پرسرعت را درخانه راه اندازی کنم منزل شخصی عمولی برای اولین بار در آنجا متولد شده بود.پیشنهادم را با اشتیاق پذیرفت و دقایقی را نیز آنجا سپری کردیم اما زمان همچنان در حال فرار بود و گویا بجز جدا کردن ما هیچ تکلیف دیگری نداشت. باز زمان باهم بودن میخواست که به پایان برسد اما درست همان موقع بود که همسر مهربانم مثل همیشه که بهترین موقعیتهارا برایم خلق میکند تماس گرفت و لیست بلند بالای خرید منزل را سفارش داد ُاز او خواستم که اگر برایش مقدور هست همراهیم کند و در برابر چشمان نگرانم پذیرفت ُدوباره سوار شدیم و حرکت کردیم اما درست بعد از خارج شدن از اولین مغازه دوستان همسفرش تماس گرفتند و ازاو خواستند که برگردد. میخواستم گریه کنم ُالتماس کنم و از او بخواهم که هرگز ازپیشم نرود اما رفت و...

به امید روزیکه دوباره ساسان مهرانپور دوست بسیار نازنین وبلاگی و همکار خوب بانکیم را دوباره ملاقات کنم و آن لحظه های شیرین و بیاد ماندنی را تکرار کنیم.از خداوند متعال برای این عزیز دوست داشتنی کمال موفقیت و شادی درزندگی و برای تمامی خوانندگان محترم و محترمه و نورچشمیان عزیزترازجانی که احیانا فکرشان خراب و منحرف میباشد هدایت و رستگاری مسئلت مینمایم.لازم بذکر میبینم که گفته باشم هر آنچه که دردلتان نثارم کردید هم خود خودخودتان هستید و هیچکدام از برداشتهای غلط غولوطتان ربطی به نگارنده ندارد.پس هرچه زودتر بروید دهانتان را آب بکشید و سریعا توبه نمائیدُباشد که براه راست هدایت گردید انشاءالله.

خورده فرمایشات ۱):قیافه هارو

خورده فرمایشات۲):هر گز در قضاوت عجله مکنمشغول تلفن

خورده فرمایشات ۳):از ظاهر خیلی چیزها میشه کلی برداشت غلط داشت اما سعی کن هیچوقت بازیچه اولین فکر نباشی و احتمالات مختلف رو هم بسنجیبازنده

خورده فرمایشات ۴):کی بود گفت دوساعت دری وری گفته  الانم داره کلاس میذاره و درس اخلاقی میده؟!شنیدمامنتظراگه زودی خودشو معرفی نکنه از همه یه نمره کم میکنم و یه هشت بهمتون میدم حالشو ببرین ژیگووووووووووووووووووولا.قهقهه

خورده فرمایشات۵):آخه یه ژیگولی پیدا نشد بگه تایپیست عمولی خانومشه و لابد از همه چی خبرداره؟دیدی چخده آیکیوئی؟!البته طفلکی همسرجان خودش وختی داشت سطرهای اولیه پستو تایپ میکرد چن بار نگاه های عجیب غریبی کرد اما من اصلا بروی خودم نمیاوردمwhistlingمیدیدم هی میخوادبگه "عمووووووووو ویشدانی؟؟؟!!!(ویشدانی=وجدانا")" اما کنجکاوی نذاشت که تا آخر مطلب چیزی بگه وحس پلیسیش بشدت تحریک شده بود و همچنان ناباورانه و صدالبت کاشفانه موضوع رو دنبال میکرد و بعضی وختها میدیدم که از دیدن قیافه حق بجانبم چخده حالش بهم میخورهُ حتی یه چن تا از اون آبداراشم تو دلش نثارم کرد ُخودم شنیدم

خورده فرمایشات۶):مهم نبود ننوشتم

خورده فرمایشات۷):شاد باشین...حف نباشه وختی میگم شاد باشین فخط بگو چشب

خورده فرمایشات۸):ساسان جان دوست داریم

خورده فرمایشات۹):زت زیاد

+ فرموده شده در  پنجشنبه نوزدهم فروردین 1389ساعت 23:53  توسط میر مهدی گل آرا  داغ کن - کلوب دات کام

<<<<صفحه بعدی>>>>
 
==========================================================================================================================